نگاهي آسيب شناسانه به حضور طالبان و القاعده در عرصه رسانه ( دیپلماسی عمومی)

نويسنده: س. حيدرپور

اين اصل كه «هيچ جنگي بدون تبليغات پيش نمي رود» امروز به طور تمام و كمال از سوي گردانندگان جنگ و شورش در افغانستان و پاكستان مورد استفاده قرار مي گيرد. بر اساس گزارش منابع مطلع حركت هاي امروز گروه طالبان و ديگر فرقه هاي افراطي در اين منطقه از بالاترين پشتيباني تبليغي و رسانه اي برخورداراست. تكنيك ها و تاكتيك هايي كه رهبران اين گروه ها براي به خدمت گرفتن ابزارهاي تبليغي بكار بسته اند به گونه اي است كه به نظر مي آيد بايد محققان حوزه ارتباطات باب بحث تازه اي را در «رابطه رسانه ها و شورش و جنگ» بگشايند. اگر زماني وظيفه رسانه در عرصه جنگ تقويت روحيه نيروهاي جبهه خودي و سست كردن قواي جبهه رقيب بود امروز ايجاد جنگ رواني و دفاع از مشروعيت نبرد فقط يكي از روش هاي متداول در تريبون هاي طالبان و القاعده است. شبكه تروريسم كه بر مدرن ترين ابزارهاي ارتباطي تجهيز شده است امروز چندين كاركرد تازه براي رسانه هاي خود تعريف كرده است. كافي است به گزارش هاي بازرسان سازمان ملل و ديگر نهادهاي بين المللي كه در باره «نيروهاي پشتيبان عمليات هاي انتحاري» از افغانستان مخابره كرده اند نگاه شود. شايد شگفت ترين مسأله اين باشد كه دو فاكتور مهم جنگ هاي جديد يعني پول ونيروي انساني به كمك رسانه ها تأمين شود. حسب گزارش منابع بين المللي، جنگجويان در افغانستان و مرزهاي پاكستان بخش غالبي از نيازهاي خويش در دو حوزه مهم كمك هاي مالي و جذب نيروي انساني را از طريق اينترنت و مبادله پيام هاي رمزي پيش مي برند. ميزان استفاده اين جريان ها از رسانه در زمينه ايدئولوژيك و سياسي نيز غيرقابل شمار است. تاحدي كه بسياري از كارشناسان به اين باور رسيده اند كه بواسطه ابزارهاي مدرن ارتباطي بويژه اينترنت بوده كه القاعده و طالبان توانست در سطح يك نيروي جهاني مطرح شود. جهان رسانه به طور ناخواسته به گسترش شعاع نفوذ گروه هاي افراطي ياري رساند. به نحوي كه در بزرگراه ارتباطات، تروريست ها صاحب و سهامدار بزرگ ترين شبكه ارتباطي شدند. با اين حال يك اشتباه در برآورد سهم شبكه القاعده و طالبان از دنياي رسانه اين است كه غالباً همه نگاه ها به سمت گسيل هواداران القاعده به فضاي سايبر و سايت هاي اينترنتي است. اين در حالي است كه در برهه كنوني بهره اي كه آنها از شبكه هاي تلويزيوني و ماهواره اي براي نمايش قدرت مي برند بسي بيشتر و مؤثرتر از اينترنت است. در اين باره لازم است نگاهي به حضور چشمگير سخنگويان القاعده و طالبان در مونيتور شبكه هاي ماهواره اي بيندازيد كه دهها ميليون مخاطب دارند. مصداق اين گفته فقط دو رسانه عربي، الجزيره و العربيه نيستند كه برخي نام ارگان هاي غير رسمي القاعده و طالبان را به آنها داده اند، همه شبكه هاي پرآوازه اروپايي و آمريكايي آنتن خويش براي پخش صدا و تصوير سران القاعده و طالبان را شبانه روز باز گذاشته اند. به اين مجموعه فعاليت بي دريغ رسانه هاي مكتوب و شنيداري در خاورميانه و جنوب آسيا را اضافه كنيد كه دائما فتاواي مراجع سلفي را در ترويج كشتار و شورش در سرزمين هاي عراق و افغانستان و پاكستان و... نشرمي دهند. بنابراين مناسبات رسانه ها با شبكه هاي دست اندركار شورش و ترور شايسته نقد و تحليل است. تاكنون همه انگشت هاي اتهام در زمينه رشد اپيدمي جريان ترور به سمت سياستمداران نشانه رفته است و همه جا سخن از اين است كه سياست هاي مبهم و اغماض هاي بزرگ برخي بازيگران سياسي، زمينه ساز قدرت يابي القاعده شده است اما واقعيت ناگفته اين است كه جريان هاي ترور در اين مدت فراوان از منبع قدرت لايزال رسانه ها تغذيه كرده اند. عناصر قدرت رسانه ها بويژه تصوير و صدا مكرر به مصرف آنها در آمده است. در گزارش حاضر سعي بر اين است كه ضمن ارائه تصويري اجمالي از آخرين فعاليت هايي كه دو هسته جريان ترور يعني طالبان و القاعده در حوزه رسانه هاي سنتي و مدرن دارند، به آسيب شناسي عملكرد رسانه هاي در عصر جنگ ترور پرداخته شود. * طالبان و رسانه ؛ از ابزار شيطان تا صداي شريعت سلفي برخورد طالبان با رسانه دو دوره كاملاً متضاد را پشت سر نهاده است. دوره اي كه اين گروه رسانه را به عنوان ابزار شيطاني نفي و تكفير مي كرد و دوراني كه سران اين گروه رأساً به سرمايه گذاري در ايجاد ايستگاه هاي رسانه اي مبادرت مي كنند. بر اساس مطالعات محققان افغان در دوره حكومت طالبان از سال هاي ۷۴ تا ۸۰ از وقتي كه نام اين كشور به امارات اسلامي طالبان تغيير كرد تلويزيون از زندگي افغان ها حذف شد و مطبوعات خصوصي از اجازه فعاليت محروم شدند. روزنامه شريعت ارگان مطبوعاتي طالبان كه فعاليت هاي خودش را از سال ۷۴ در پيشاور شروع كرده بود پس ازورود طالبان به كابل در سال ۷۵ به ابزاري براي درج اخبار جنگ و مصاحبه هاي مطبوعاتي اعلاميه هاي دولتي به كار گرفته شد. برپايه اين گزارش ها طالبان پس از تحكيم پايه هاي قدرتشان در كابل مجوز انتشار ۱۲ نشريه را صادر كردند. اين نشريات همگي از ارگان هاي درگير جنگ بودند و در خارج از افغانستان منتشر مي شدند. در خبرها از وجود روزنامه اي مستقل به نام صبح اميد دركابل سخن رفته است كه در اكتبر وحشت اعضاي تحريريه اين نشريه تغيير كرد و تيمي از طالبان جاي آنها را گرفتند. به هر حال آنچنان كه بارها اعلام شده افغانستان در زمان حكومت رژيم طالبان به كشور بدون تصوير و موسيقي مشهور شد. كشوري كه در آن نوارهاي صوتي و تصويري شكسته مي شد و همه شبكه هاي خبررسان يكي پس از ديگر تعطيل شدند. جمع زيادي از خبرنگاران در اين راه جان باختند و بسياري ديگر جلاي وطن كردند. اما در دوره پس از سقوط و برهه اي كه «بازگشت طالبان» نام گرفته است سران اين گروه با نگاه جديد به سمت بهره گيري از رسانه گام برمي دارند. به نحوي كه هم اكنون در فضاي پاكستان و افغانستان آنها چند شبكه راديويي و نشريات مخفي و آشكار را به خدمت گرفته اند. راديو شريعت در سه سال اخير كه طالبان در افغانستان عرض اندام كرده است با سرمايه گذاري كلان و تقويت فركانس هاي خود به عنوان ارگان اصلي طالبان فعاليت خويش را از سرگرفته است. اما اتفاق مهم در پيوند جديد طالبان با جهان رسانه بهره گيري آنها از روش هاي مرسوم القاعده براي گرفتن فضا هاي تازه در شبكه هاي ماهواره اي و اينترنتي است. درحالي كه نسل قبلي سران اين گروه پخش تصوير خويش از آنتن هاي ماهواره اي را حرام كرده بودند تيم جديد سران اين گروه در اتاق هاي خود را به روي همه عكاسان و تصويربرداران عربي و اروپايي بازگذاشته اند. شايد مهم ترين دگرديسي در نگاه طالبان به جهان رسانه را در سايتي كه اين گروه با عنوان «الصمود» ايجاد كرده رديابي كرد. پايگاه خبري و ايدئولوژيك كه سازمان يافته ترين بخش فعاليت سياسي و رواني شورشيان طالبان را پوشش مي دهد. سايت عربي زبان الصمود كه از طرف تعدادي عرب هاي طرفدار طالبان رسما تأسيس گرديده و ناشر افكار ونظريات طالبان افغانستان بوده كه خود را مجله ماهانه اينترنتي مي نامد. دراين سايت برخلاف ادعاهاي طالبان مبني بر حرام بودن تصوير و مخالفت با نشر عكس هاي اينترنتي مي توان عكس هايي از فرماندهان برجسته طالبان را مشاهده نمود. با ملاحظه گذرا به اين نتيجه مي رسيد كه عرب هاي متحد طالبان اكنون از سطح ميهمان به سطح ميزبانان و ساكنان اصلي همان مناطق تحت نفوذ طالبان ارتقا يافته اند. مقالات، مصاحبه ها و پيام هاي مبادله شده دراين سايت همگي در خدمت شورش ها و عمليات هاي انتحاري است. اين سايت همان نقش حياتي اينترنت براي شورشيان عراق را ايفا مي كند يعني پايگاهي براي جذب نيرو و گرد آوردي كمك هاي مالي براي جنگ در افغانستان است. دعوت از افراد وشركت جستن درعمليات هاي ضد دولتي و ضد آمريكايي ركن اصلي مطالب اين سايت را تشكيل مي دهد. در اين سايت آن دسته از قبايل كه با دولت هاي افغانستان و پاكستان برضد طالبان همكاري مي كنند به صورت واضح تهديد مي شوند و با شدت تمام اختلافات قبيله اي و فرقه اي همانند آنچه سلفي ها در عراق پيش مي برند دامن زده مي شوند. سايت صمود در دور جديد فعاليت خويش براي ايجاد تضاد ميان تاجيك ها و پشتون هاي افغان تلاش مي كند. حضور نيروهاي حرفه اي القاعده و طيف موسوم به عرب هاي افغان در جاي جاي فعاليت رسانه اي طالبان هويداست. افزون بر اين كه قاطبه نيروهاي طالبان بي بهره از سواد دنياي مدرن هستند و اغلب از ميان مردم فقير روستاها برخاسته اند ادبيات و برنامه هاي رسانه اي و جنگ رواني طالبان همگي كپي شده از آموزه هاي تبليغي سلفي ها و وهابي ها است بويژه در دور جديد كه فاصله مدارس سلفي پاكستان با طالبان افغان به حداقل رسيده اين گرته برداري به شكل عميق تري نمايان شده است. در مقالات و مضامين مطالبي كه نشريات منسوب به طالبان رواج مي دهند از سياق كلام عربي و نثرهاي ادبي آن افغان بودن نويسندگان و توليدكنندگانش مورد ترديد قرار مي گيرد. جالب است كه در عرصه رسانه نيز طالبان فعاليتي نيمه مخفي دارد واز ذكر نام نويسندگان و برنامه سازان خودداري مي شود
هدايت امور رسانه اي طالبان را نيروهاي القاعده در دست دارند و كاميابي شبكه القاعده در فعاليت رسانه اي بود كه سرانجام طالبان را به تغيير نگرش نسبت به پديده هاي عصر ارتباطات واداشت. برخلاف طالبان كه فاقد هر گونه تبحرو تجربه در امور رسانه اي و تبليغاتي است شبكه القاعده تاكنون در زمينه ارتباطات خود را مدعي و توانمند نشان داده است. به نحوي كه اين گروه بخش زيادي از شهرت و نفوذ خود را از گذر همين فعاليت رسانه اي و تبليغي كسب كرده است. اين گروه بسياري از لوازم مديريت يك رسانه اي نظير كادر آموزش ديده، پول و سرمايه و نيز روابط با كانون هاي قدرت سياسي را در اختيار دارد. گزارش هايي كه در باب تخصص و تحصيلات نيروهاي منسوب به القاعده منتشر شده به وضوح گوياي اين واقعيت است. كادر اصلي اين سازمان را اغلب افرادي تشكيل مي دهند كه داراي مدارك پزشكي يا مهندسي هستند و جالب تر اين كه اكثر آنها تخصص خود را از يكي از دانشگاه هاي معتبر آمريكا يا اروپا كسب كرده اند. در كنار دو عامل نيروي انساني و آشنايي با محيط بين المللي، پشتگرمي القاعده اي ها به كمك هاي بي حد وحصر مالي، دست اين گروه را در اجراي همه نوع پروژه هاي تبليغي و نفوذ در مهم ترين كانون هاي خبري باز گذاشته است. القاعده به واسطه آنكه مؤسسين آن همگي از شاهزادگان متمول عرب بوده، تا به امروز بر خوان بي پايان دلارهاي ارسالي اشراف عرب متكي است. لذا چندان بي ربط نيست كه برخي ناظران نام «ثروتمندترين شبكه تروريستي» را بر آن نهاده اند. زيرا چنان كه آمارها نشان مي دهد سران اين گروه نه در تأمين مدرن ترين سلاح ها و امكانات عملياتي، نه در خدمت گرفتن ابزارهاي تبليغي، با تنگناي مالي روبه رو نبوده است. همه عمليات هاي دهشت آميز اين جريان از افغانستان و پاكستان تا عراق و الجزاير جزو پرهزينه ترين اقدام هاي امنيتي به حساب مي آيد. به باور كارشناسان ارتباطات حضور سازمان يافته القاعده در عرصه رسانه ها پس از ۱۱ سپتامبر صورت مي گيرد كه زندگي اين گروه كاملاً به حالت مخفي درمي آيد تا حدي، نوعي تعقيب و گريز ميان اين گروه با شبكه هاي جاسوسي روي اينترنت و فضاي سايبر شروع مي شود. البته پيش از اين نيز اين گروه در حوزه رسانه هاي الكترونيك فعاليت هايي را آغاز كرده بود تاحدي كه به گفته برخي نهادهاي امنيتي سران القاعده با طراحي سيستم رمز توانسته بود يك شبكه ارتباطي گسترده ميان نيروهاي عملياتي خويش به وجود آورد. البته ماجراي نفوذ القاعده در اينترنت يك جنبه افسانه اي هم پيدا كرده است. بويژه اين گرايش داستان پردازي در گزارش برخي منابع آمريكايي به چشم مي خورد. گو اين كه ساختن تصوير هيولاگونه از اين جريان روي شبكه هاي رسانه اي نيز داراي پاره اي كاربردهاي سياسي است. حداقل بازدهي اين بزرگنمايي اين بوده كه سازمان هاي اطلاعاتي آمريكا از اين طريق توانسته اند مجوز برخي ممنوعيت ها و فيلترگذاري ها را پيدا كنند. قانون هاي تفتيش و تجسسي كه در هفت سال پس از ۱۱ سپتامبر در آمريكا تصويب شد و پس از آن در برخي دولت هاي اروپايي نيز تكرار گرديد نتيجه و محصول همين مانورهاي تبليغي درباره شبح القاعده بود. در اين كه جريان سلفي پس از ۱۱ سپتامبر با همه شعب آن اعم از القاعده و طالبان به سرمايه گذاري گسترده در حوزه اينترنت روي آورد ترديدي نيست. دست كم برآوردهايي كه محققان ارتباطات حول سايت هاي مذهبي كه با گرايش وهابي وتكفيري در اينترنت انجام داده اند گوياي اين واقعيت روشن است كه امپراتوري سلفي گري در اين مدت براي هزاران مكتب خانه اي كه در سه دهه گذشته در پنچ قاره جهان بويژه كشورهاي اسلامي ساخته بود، اين بار يك پايگاه جديد در فضاي اينترنت فراهم ساخت. اما در تصويري كه سازمان هاي اطلاعاتي آمريكا از حضور اينترنتي القاعده ارائه كرده اند كمتر سخني از اين بخش از فعاليت وهابيت و سلفي هاست و بيشتر آن بخشي از فعاليت اين گروه برجسته مي شود كه توجيه كننده شكست هاي نظامي ارتش آمريكا و ناتو در عراق يا افغانستان است. ازاين قبيل است سخنان دونالد رامسفلد فرمانده اصلي دو جنگ عراق و افغانستان كه در يكي از جنجالي ترين سخنانش مدعي شده بود كه آمريكا ميدان مبارزه را در حوزه اينترنت به القاعده باخت. به هر حال در گزارش حاضر بنا براين اين است كه همه جنبه هاي حضور القاعده در عرصه رسانه ها ديده شود. بي گمان براي سازمان هاي مجهول الهويه اي مانند القاعده عرصه رسانه ها داراي همه نوع كاركرد هاي تبليغي و تخريبي هست و چنان كه قبلاً عنوان شد تاكنون جهان رسانه با وجود همه پيشرفت هاي فني و حرفه اي نتوانسته چارچوب حقوقي و بازدارنده براي اين طايفه از سوداگران و سوءاستفاده كنندگان حريم منزه خبر، ايجاد كند. * سازمان دهندگان فعاليت رسانه اي القاعده گزارش ها حاكي از آن است كه شبكه القاعده براي پيشبرد فعاليت رسانه اي خود عوامل گوناگوني را به كار مي گيرد. حوزه فعاليت اينترنتي اين شبكه را اغلب همان تيم هاي مهندسان و تحصيلكردگان منسوب به اين گروه در غرب شكل مي دهند. تبحر اين افراد در طراحي برنامه ها و نرم افزارهايي است كه اين جريان را قادر مي سازد به آساني پيام هاي امنيتي و نيز جزوات آموزشي خويش را به هوادارانشان در نقاط مختلف مبادله كنند. اما بخش دوم فعاليت رسانه اي القاعده به ارتباطات پيچيده آن با رسانه هاي شنيداري و تصويري بويژه ماهواره هاي عربي برمي گردد. يعني همان شبكه هايي كه عوامل شان در آمد و رفت به مقرها و پايگاه هاي مخفي القاعده در مرزهاي پاكستان و افغانستان يا عراق هستند. القاعده به كمك اين پل هاي ارتباطي توانسته است پيام هاي سركردگان خود از زرقاوي گرفته تا الظواهري را به صورت متوالي روي آنتن هاي ماهواره اي ارسال كند. به باور كارشناسان القاعده در طراحي اين بخش از روابط خود با رسانه ها از لابي هاي دوستي خود در محافل عربي غالبا بهره مي گيرد.چنان كه پيداست اين رشته از داد وستدها در سطح بالاتري از مناسبات پنهان مراكز قدرت عربي با گروه القاعده صورت مي پذيرد. اينگونه است كه ردپاي روشني از نقش افسران اطلاعاتي آن دسته از كشورهاي عرب كه جزو مؤسسين طالبان بودند در سازماندهي اين ارتباطات مشاهده شده است. نقش شاهزادگان عربي در پشتيباني رسانه اي القاعده بويژه درحوادث تروريستي عراق لو رفت و آن زماني بود كه برخي از افراد القاعده كه در پوشش خبرنگار براي شبكه هاي رسانه اي عرب در افغانستان وعراق كار مي كردند، بازداشت شدند كه شاخص ترين آنها تيسير علوني، فردي كه زماني منشي بن لادن بوده در مرحله اي ديگر به عنوان خبرنگار الجزيره در مادريد به دام افتاد. مدرك آشكار ديگر براي اثبات نقش چهره هاي سياسي عرب در حمايت رسانه اي القاعده وقتي هويدا شد كه آن شبكه هاي ماهواره اي به تطهير عمليات هاي انتحاري پرداختند. شايد آخرين نمونه دراين زمينه حمايت مشهورترين شبكه عربي از عمليات هاي كشتار در الجزاير بود كه روابط دولت الجزاير با دوحه را تا مرز يك بحران پيش برد. * شيوه ها و اسلوب هاي فعاليت رسانه اي ملموس ترين كار رسانه اي القاعده در حوزه اينترنت نمايان است. ازدحام نيروهاي منسوب به اين شبكه در اينترنت باعث شده كه علاوه بر آمريكا و اروپا در كشورهاي عربي نيز خيل زيادي از نيروهاي جوان فعال دراينترنت به اتهام رابطه تشكيلاتي با القاعده بازداشت شوند و افرادي از اين گروه به عنوان ماجراجوترين عناصر شناخته شوند. نمونه عيني اين افراد ابوعمر ۲۸ ساله اردني بود. فردي كه به عنوان توزيع كننده اصلي پيام هاي القاعده و راه اندازي سايت هاي گفت وگو پيرامون نبرد تكفيري ها مطرح است. وي جزو نخستين كساني است كه پيام صوتي ايمن الظواهري، مرد شماره دو القاعده را به هواداران اين گروه رله مي كند. طي ماه هاي اخير القاعده اقدام به ايجاد نوعي واحد رسانه اي جديد تحت عنوان السحاب كرده كه وظيفه آن توليد برنامه هاي ويدئويي در مورد رهبران ارشد اين گروه از جمله بن لادن و ايمن الظواهري است. اين گروه كه تا پيش از اين براي پخش پيام هاي خود به شبكه هاي عرب چون الجزيره اتكا داشت با افزايش فشار سياسي بر اين شبكه ها قصد دارد مجراهاي رسانه اي خاص خود را ايجاد كند. السحاب چند روز مانده به سالگرد يازدهم سپتامبر مجموعه اي ويدئويي را منتشر ساخت كه در يكي از آنها بن لادن در حال ملاقات با تعدادي از عوامل حوادث يازدهم سپتامبر ديده مي شد. اين مستندي بود كه بسياري، از آن تحت عنوان ويدئوي شكل گيري يازدهم سپتامبر ياد مي كنند. از تكنيك هاي تازه اي كه القاعده به آن روي آورد بهره گيري از شبكه گوشي هاي همراه براي مبادله پيام بويژه درمناطقي است كه اين گروه سرگرم عمليات تروريستي است. چندي قبل انجمن Intel center، گروهي متشكل از كارشناسان كه پيام هاي ويدئويي و صوتي منتسب به شبكه القاعده را بررسي و تحليل مي كند، اعلام كرد: شبكه السحاب تصاوير ويدئويي مخصوص گوشي هاي همراه را منتشر مي كند. نرم افزارها و برنامه هاي القاعده در فضاي سايبر بيشتر دو محور را دنبال مي كند يكي جذب هوادار و دومي ايجاد جنگ رواني عليه كشورهاي هدف. فضاي اينترنت به عنوان يك فضاي مجازي اين امكان را به القاعده داده كه خود را در سطح يك نيروي بين المللي معرفي كند كه داراي شعبه ها و شاخه هايي در دوردست ترين نقاط جهان است. و اتفاق عجيب تراين است كه همه رسانه هاي معتبر جهان به دليل كمبود اطلاعات موثق در باره اين گروه همان گزارش هاي سايت سحاب و ديگر سايت هاي اين گروه را به عنوان چارت تشكيلاتي اين گروه در تيراژ چند ميليوني منتشر مي كنند. به طور مثال در گزارش هاي تازه اي كه بر خروجي اين سايت ها قرار گرفته است القاعده اي به عنوان شبكه اي معرفي شده كه اكنون داراي اهرم ها و بازوهاي قدرتي به اندازه يك سازمان بزرگ منطقه اي است. در اين چارت جنجالي شعبه هاي القاعده در شمال آفريقا، خاور دور، اروپا ، آمريكاي شمالي، آسياي مركزي، بالكان و شبه قاره و چندين نقطه ديگر عنوان شده و افراد و اشخاصي نيز به عنوان سركردگان سازمان مطرح شده اند. اما شايد ازميان اين روايت هايي كه هاله اي از ابهام آن را دربرگرفته است واقعي ترين بخش فعاليت القاعده، تشكيلات اين گروه در شمال آفريقاست. گزارش هاي موثق نيز دلالت براين دارند كه متأسفانه كار رسانه اي و اينترنتي القاعده بخشي از جوانان و نوجوانان اين خطه را به مسير فعاليت هاي ماجراجويانه سياسي كشانده است. اكثر گروه هاي نوظهوري كه عمليات هاي انتحاري ماه هاي اخير مغرب و الجزاير را پيش مي برند اغلب ازطريق تبليغ رسانه اي اين شبكه جذب شده اند، در همين راستا گفته مي شود نيمي از عوامل اصلي در انفجارهاي مادريد، مغربي تبار بودند و در ۱۱ سپتامبر نيز چند مغربي مشاركت داشتند. حتي در مغرب پس از انفجارهاي ۱۶ مي ۲۰۰۳ بيشتر از سه هزار نفر را دستگير كردند. القاعده براي شعب خود دراين منطقه نام هاي عجيبي تراشيده است. سه گروه ستيزه جوي سلفي به نام هاي گروه رزمندگان ليبيه و گروه دعوت و پيكار الجزايري و جمعيت پيكارگر اسلامي مغربي ضمن ادغام تشكيلات جديدي به نام القاعده در مغرب اسلامي را تاسيس كرده اند كه متشكل از يك شوراي مركزي ۱۶ نفره به رهبري ابومصعب عبدالودود و چند تبعه مغربي و تونسي است. ابوالبرا مراكشي يكي از افراد رهبري اين گروه است. اخيراً ۴۳ نفر مغربي از افراد متهم به شركت در دوره هاي آموزشي در پايگاه القاعده در صحراي مالي از سوي نيروهاي امنيتي مغرب تحت تعقيب بين المللي قرار گرفته اند. همه اين افراد از شهرهاي طنجه، تطوان و وزان بودند. به همين صورت اين منطقه اكنون به يك ميدان تعقيب و گريز امنيتي تبديل شده است در سوي ديگر اين كشورهاي ساحل اروپايي و ساحل آفريقايي مديترانه در سال هاي اخير هماهنگي هاي متعدد قضايي و مرزي و امنيتي براي تبادل اطلاعات در مورد القاعده و تروريسم داشته اند. اين حوزه شامل ۱۱ دولت اروپايي و شمال آفريقا (آلمان، فرانسه، بريتانيا، هلند، بلژيك، ايتاليا، اسپانيا، الجزاير، تونس، مصر، اردن، مراكش وليبي) مي شود. در اين حوزه دسته هاي مجزا و مستقل متعددي وجود دارد كه در سال هاي اخير با ايميل و اينترنت توانسته اند ارتباط نزديكي با هم برقرار نمايند. از جمله افراد جنجالي اين عرصه عبدالكريم المجاطي، مغز متفكر انفجار هاي دارالبيضاست كه رهبري اين حوزه و نظارت بر گروه هاي زير زميني تركيه و مادريد را بر عهده داشت. * ترديد در شيوه هاي مقابله مقابله با سوءاستفاده سوداگران القاعده از اينترنت دغدغه مشترك اصحاب رسانه و اهل سياست در سال هاي اخير بوده است اما واقعيت اين است كه دست اندركاران رسانه بر اين باور رسيده اند كه ابزارها و امكانات اين مبارزه در انحصار دولت ها است. مسأله مهم اين است كه چه ميزان انگيزه جدي و عزم جهاني براي اين مبارزه وجود دارد. بدون ترديد مهم ترين چيزي كه اين مبارزه را بلاتكليف گذاشته است بي پاسخ ماندن پرسش هاي مهمي است كه محافل جهاني در باره هويت القاعده دارند. واقعيت اين است كه هنوز پس از شش سال از سقوط پايگاه اين گروه در افغانستان، ترديد ها درباره پيدايش و رشد و نمو رازگونه آن رفع نشده است به همين دليل فرايند مبارزه آمريكايي ها در هر دوحيطه نظامي و سياسي با اين گروه در پرده ابهام است، پس از حادثه ۱۱ سپتامبر دولت فدرال آمريكا براي بازسازي زير بناي امنيتي رسانه اي ميليون ها دلار هزينه كردو پليس فدرال آمريكا بيش ازيك هزار مأمور ويژه تحقيق را در زمينه تروريسم مجازي و امور مجازي، اينترنتي و شبكه اي به خدمت گرفت. اما گذشت زمان و انتشار اسناد معتبر از داستان نقش سازمان هاي اطلاعاتي آمريكا و شركايش در ايجاد طالبان وهسته اول القاعده - عرب هاي افغان - اين ابهام راعميق تركرد. از جمله اين اسناد مداركي است كه هنوز زينت بخش صفحات اول رسانه هاي آمريكا و اروپاست از جمله سند غيرقابل انكاري كه حكايت از آن دارد كه نطفه القاعده در ميانه دهه ۸۰ با حضور آمريكا و دو قدرت شريكش (پاكستان و عربستان) بسته شده است. بر پايه اين سند سال ۱۹۸۵ بيت انصار در پيشاور با حمايت ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا به مركز و نقطه وصل مأمورين سيا و مجاهدين عرب تبديل شده و در دوره ريگان ۲۰ ميليارد دلار براي نابودي امپراتوري شرق ( شوروي) هزينه شد كه بخش اعظم آن در پاكستان به تربيت، آموزش و مسلح سازي افرادي كه آمريكا آنها را مبارزان راه آزادي مي ناميد هزينه شد و در سال ۱۹۸۹ ارتش آمريكا هزاران گلوله ضد تانك با خرج اورانيوم غني شده براي پايگاه هاي پاكستان كه در خدمت عرب - افغان ها - بود اختصاص داد. بسياري از همين افرادي كه امروزه تروريست هاي القاعده نام گرفته اند از سوي رئيس جمهور ريگان و بوش پدر مدال قهرماني گرفته اند، نمونه آن علي محمد يكي از افراد ارتش آمريكاست كه هم اكنون به جرم سمپاتي براي القاعده در آمريكا زنداني است و لقب قهرماني نيز از وي سلب شده است. او در افغانستان مأمور آموزش افراد القاعده بود و به همين دليل مدال گرفته بود. برژنسكي در سال ۱۹۸۵ گفته بود اعراب افغان فرشتگاني هستند كه براي پشتيباني از آمريكا در نابودي امپراتوري شرق فرستاده شده اند. گلبدين حكمتيار كه امروزه بازوي القاعده است بيشترين حمايت تسليحاتي را از آمريكا دريافت مي كرد. ويليام كيسي رهبر سيا شخصاً در سال ۱۹۸۶ يكي از مديران ISI را مأمور كرد تا داوطلبان نخبه را از كمپ هاي آموزشي پاكستان شناسايي و براي آموزش به كمپ پيري مركز سري سيا در ويرجينيا و در كمپ بروكلين در نيويورك منتقل سازد در اين دو كمپ صدها جوان مصري، پاكستاني، سعودي، يمني، اردني و حتي آمريكايي، آموزش هاي ويژه مي ديدند و بيشتر آنها پس از آموزش به جلال آباد - مقر طالبان - اعزام مي شدند.



بدون دیدگاه "نگاهي آسيب شناسانه به حضور طالبان و القاعده در عرصه رسانه ( دیپلماسی عمومی)"

ارسال یک نظر

اخبار کوناگون

کانون تفکر

یک سال ازبررسی استراتژیک گذشت